یک خانم جذاب در یک رابطه سه‌نفره با یک زوج.

بازیگران: الکسیس فاکس، مدی می

وقتی ماشینش خراب می‌شود، یک زن جوان به تعمیرگاه محلی‌ای می‌رود که می‌داند می‌تواند روی آن حساب کند. مکانیک، زن مسن‌تر و بااعتمادبه‌نفسی است که تصمیم می‌گیرد مشتری‌اش چیزی بیش از یک تنظیم موتور ساده نیاز دارد. به زودی دست‌هایشان سراسر بدن یکدیگر را می‌پوشاند، لباس‌ها کنار گذاشته می‌شوند و فضای گاراژ با ناله‌های نرم و مشتاقشان طنین‌انداز می‌شود، در حالی که بدن‌های یکدیگر را کاوش می‌کنند.

این صحنه با ورود شوهر مشتری جوان قطع می‌شود، که خیلی زود متوجه می‌شود همسرش درگیر مکانیک جذاب شده است. به جای خشم، او نیز جذب می‌شود و تماشا می‌کند که همسرش در حال ستایش پستان‌های پر و سنگین زن مسن‌تر است. این منظره او را برمی‌انگیزد و به آن‌ها می‌پیوندد، در حالی که همسرش همچنان به سینه‌های او توجه می‌کند، او نیز مکانیک را می‌چشد. با هم، دهان‌ها و زبان‌هایشان زن مسن‌تر را به وجدی از لذت می‌رسانند.

مرد که نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد، آلتش را آزاد می‌کند و هر دو زن مشتاقانه آن را در دهان می‌گیرند و تحت هدایت باتجربه‌ی خانم مسن‌تر، هماهنگ با هم کار می‌کنند. سپس زوج متأهل در آغوشی پرشور قرار می‌گیرند، در حالی که مکانیک زن را تحریک می‌کند و برانگیختگی او را با دیدن اینکه زن دیگری همسرش را راضی می‌کند، افزایش می‌دهد.

مکانیک که برای ارضای نیاز خودش نیز بی‌تاب است، پشت شوهر قرار می‌گیرد و در حالی که با همسرش بوسه‌ای پرشور به اشتراک می‌گذارد، او را به طور کامل در خود می‌گیرد. انرژی این سه‌نفره افزایش می‌یابد تا جایی که به کف گاراژ منتقل می‌شوند، توده‌ای درهم‌تنیده و عرق‌آلود. زن روی شوهرش سوار می‌شود در حالی که مکانیک خود را به صورت او می‌مالد، چشم‌هایشان در هم قفل شده و ناله‌هایشان در هم آمیخته است.

آن‌ها به دیوانگی وضعیت‌ها را تغییر می‌دهند – مکانیک او را از پشت می‌گیرد، سپس زن دوباره او را پس می‌گیرد، هر حرکت آن‌ها را به لبه پرتگاه نزدیک‌تر می‌کند. مکانیک با دهانش زن جوان را به اوجی لرزان می‌رساند، پیش از آن که شوهر کارش را تمام کند و صورت و سینه زن مسن‌تر را بپوشاند. همسرش بلافاصله حرکت می‌کند تا او را تمیز کند و هر قطره آخر را می‌چشد، در حالی که ملاقات پرشور و شدیدشان در گاراژ سرانجام به پایانی نفس‌گیر می‌رسد.

Skip Ad in 5
یک خانم جذاب در یک رابطه سه‌نفره با یک زوج.

یک مواجهه غیرمنتظره با خواهر ناتنی‌ام در آشپزخانه

خواهر ناتنی‌ام گاهی می‌تواند بسیار بچه‌گانه و پرتوقع باشد. غرغرهای مداوم او درباره مسائل پیش‌پاافتاده آن روز به طور خاص آزاردهنده بود. وقتی توانست بلوزش را در آشپزخانه خیس کند، دست‌وپاچلفتی‌اش بر تنش افزود.

در حالی که بالاتنه‌اش کاملاً خیس شده بود، آنجا ایستاده بود و عصبانیتش آشکار بود. در شرایط عادی، او را مرخص می‌کردم، اما این بار فرق می‌کرد. بدون سوتین زیر پارچه خیس، خطوط بدنش به وضوح پیدار بود. از آنجا که ناخن‌هایش هنوز خیس بود، اصرار کرد که به او کمک کنم بلوزش را درآورم.

با پذیرش درخواستش، پارچه خیس را از تنش بیرون کشیدم. دیدن او در حالی که حالا نیمه برهنه بود، واکنشی غیرمنتظره و شدید در من برانگیخت. شلوارش نیز خیس بود، و تقریباً بدون فکر کردن، خودم را در حالی یافتم که به او کمک می‌کنم از باقی لباس‌هایش خارج شود، تا اینکه کاملاً برهنه در برابرم ایستاد. مجذوب فرم بدنش شده بودم، و واکنش فیزیکی خودم فوری و غیرقابل پنهان کردن بود.

"به نظر می‌رسد از این منظره بسیار خوشت آمده،" گفت و متوجه حالت من شد. سپس زانو زد و به من کمک کرد شلوارم را درآورم. وقتی هیجان مرا دید، نگاه شیطنت‌آمیزی بر چهره‌اش نقش بست، که آشکارا از برهنگی متقابل ما در چنین محیط معمولی هیجان‌زده بود. وضعیت، احساسی عبور از مرز را القا می‌کرد، گویی مرزی که نباید از آن عبور می‌کردیم در حال محو شدن بود.

مرا با شور و اشتیاق مشتاقانه به دهان گرفت، تکنیکش مطمئن و شدید بود. حس غیرقابل مقاومتی بود و مرا به سرعت به اوج رساند. ادامه داد تا اینکه من تمام کردم، سپس با دقت مرا تمیز کرد. تصویرش پس از آن، مرا به شدت برانگیخته باقی گذاشت.

بعداً، در اتاقش، از سر گرفتیم. لباس زیرش را درآورد و به سمت تخت حرکت کردیم. با قرار دادن خودش روی من، مرا به درونش هدایت کرد. حس فوق‌العاده‌ای بود، گرم، تنگ و عمیقاً صمیمی. مبهوت، حرکتش را تماشا می‌کردم.

موقعیت را عوض کردیم و من از پشت او را گرفتم، در حالی که صداهای لذتش اتاق را پر می‌کرد. همین‌که اوج خودم نزدیک شد، عقب کشیدم و در بیرون تمام کردم. او فقط به سمت حوله دست برد و با بی‌تفاوتی صورتش را پاک کرد که به شدت با عمق آنچه تازه تقسیم کرده بودیم در تضاد بود.

Skip Ad in 5
یک مواجهه غیرمنتظره با خواهر ناتنی‌ام در آشپزخانه

خواهر ناتنی‌ام مرا نشناخت، اما به وضوح به سمت من کشیده شد.

اگرچه از هویت من آگاه نبود، اما به وضوح قصد داشت نزدیک‌تر شود. با نگاهی دعوت‌کننده، اجازه داد بلوزش بیفتد. انگشتانم را روی سینه‌اش کشیدم و او را تحریک کردم تا نفسش تند شد. از زمان آن حادثه، متفاوت رفتار می‌کرد - بی‌پرواتر، کمتر خوددار.

او چرخید و کمرش را کمی قوس داد. همه چیز در معرض دید بود و با گذشت هر لحظه، برانگیخته‌تر می‌شد. زیاد طول نکشید که دستش پایین‌تر رفت و به آرامی خودش را لمس کرد. اما بیش از لمس خودش را می‌خواست - به سمت من دراز کرد و انگشتانش را دور قامتم حلقه کرد. خم شد و از دهانش برای خیس کردن نوک استفاده کرد قبل از اینکه مرا عمیق‌تر بگیرد، ابتدا آهسته، سپس با گرسنگی فزاینده. حس سهمگینی بود و من سرش را به نرمی هدایت کردم، در ریتم گم شدم.




image


وقتی عقب کشید، چشمانش از شدت میل درخشان بود. بیش از حد برای من آماده بود و مطمئن شد که می‌دانم. اول باید مزه‌اش را می‌چشیدم، پس دهانم را به هسته‌اش نزدیک کردم. وقتی با زبانم او را کاویدم، نفسش بند آمد. شیرینی‌اش دیوانه‌ام می‌کرد. فقط می‌توانستم به بودن در درونش فکر کنم.

سپس نوبت او بود. خودش را به رویم گشود و من به آرامی چین‌هایش را از هم گشودم. تنگ بود و وقتی به درونش رفتم، موجی از نیاز محض را حس کردم. نمی‌توانستم خودم را نگه دارم - همه‌اش را می‌خواستم. او را به پشت خواباندم و او پاهایش را گشود، خودش را کاملاً تسلیم کرد. با هر ضربه، ناله‌هایش بلندتر می‌شد، بدنش قوس می‌برد تا بدن مرا دریافت کند. تندتر حرکت کردم و او لبه میز را محکم گرفت، درحالی که عمیق‌تر می‌رفتم و به آن نقطه‌ای که باعث لرزشش می‌شد می‌خوردم، خودش را آماده می‌کرد. وقتی عقب کشیدم، بدنش منقبض شد، مشتاقِ بیشتر.

سپس برگشت، آماده برای اینکه از پشت بگیرمش.

Skip Ad in 5
خواهر ناتنی‌ام مرا نشناخت، اما به وضوح به سمت من کشیده شد.

من هرگز با کسی که اینقدر زیاد射 精 داشته باشد، معاشره نکرده‌ام.

تابع تابستان فقط نمونه‌ای عالی از زیبایی جوان است! لبخشی پر رونق، شکل و فرم کامل بدن او، و لوز پوزیشنی طبیعی او - همه چیز به گونه‌ای جذاب است. رویه هایی که او انجام می‌دهد من را در یک نگاهی جدید به خود میرساند؛ پستان های شناور و کون داغ تحت دوش آب مقلتی بود که دیدنی و جذاب بود، با این وجود آرزو داشتم داخل او باشم و روی آن پستان های طبیعی شتافت. کمین کردن دستهایش دور ضلع من، احساس کردم که او یک تازه کار نیست. حرکات ماهرانه اش، در حالی که همزمان چشمان مان را به هم متصل می‌کرد و انگشتانش را بر طول خود مالید، مرا با خشم جنسی درگیر کرد. سپس از دست به فم منتقل شد، به آن شکسته و لذت بخشیدن با انرژی زیاد. یک دست ادامه داد که کيسه های بیضه من را مسخرد، که احساس آلام آورنده‌ای را اضافه می‌کرد. دیدن این دختره بی‌کام گرانقیمت که مرا لذت بخشیده بود، همین لحظه تمام وجودم در آن غرق شده بود.

او سپس جسم خود را پایین آورد به سوی من و اجازه داد که لزington مایع از زورخانه های توی دیک سخت حمام کند. وقتی او بالا و پایین روی من حرکت می‌کرد، قواعد عاطفی مان را در اختیار گرفت. ابتدا او را کند و عمیق تر می‌خواست، اما با گذر زمان سرعت شلاقها و جهش‌های پرشور آن افزایش یافت. دیدن پستان های پرونگ و ضربه های قدرتمندش برایم خیلی سنگین بود. دستهای خود را دور کائن و سینه‌ها را گلق کردیم، حتی او در پشت من سوار بود. انقباضات لزINGTON او شدیدتر شد که دیک من را در حینش منفجر کرد. اما طولانی شدن نداشت قبل از اینکه آماده شدم که طوفان دیگری از لذت را آزاد کنم.

او گفت: "من تا به حال با کسی که اینقدر زیاد射 می‌شود رابطه نداشته‌ام!" فقط آتش درون مرا شعله ورتر کرد و او خواهان بود که بگویم: "تو کiedy Ever StopCumming؟ من عاشق اینم که مردان هرگز نرمانتوقف. اہ! بھیار، فُک میری تکلیف است تا قدم به قدم نرویم. اے! یَا یَابا...". دیدن چگونگی رهبری بدن او بر من با هر صدای ناسازگار و جیغ بیشتر بود. وقتی کار تمام شد و او کانتار می‌لغزد، باریقه از کون خود به سوی من برگرداندم.

Skip Ad in 5
من هرگز با کسی که اینقدر زیاد射 精 داشته باشد، معاشره نکرده‌ام.

دیدار با یک پری زیبا و باکره در جزیره‌ای متروکه

مرد کاملاً در وحشت فرو رفته است. او به تنهایی کامل در جزیره‌ای دورافتاده و متروکه است - بدون غذا، بدون ابزار، و حتی توان روشن کردن آتش ندارد. در حالی که در جزیره به دنبال هر چیزی می‌گردد که بتواند به او در زنده ماندن کمک کند، ناگهان حس می‌کند که شاید کاملاً تنها نیست. کمی بعد، دختری جوان را می‌بیند که پشت یک درخت مخفی شده است. او با احتیاط نزدیک می‌شود و متوجه می‌شود که او شبیه یک پری جنگلی است - موهای بلند قرمز، لباسی ساده، پاهای برهنه. پری از ترس فرار می‌کند، اما او دنبالش می‌رود و سرانجام به او می‌رسد. واضح است که او تاکنون هیچ مردی را ندیده است.

همه چیز دربارهٔ او او را مسحور می‌کند: چهره‌اش، دستانش، و فرم مشخص بدنش زیر لباس‌ها. او با دقت به او نگاه می‌کند، او را لمس می‌کند، شلوارش را پایین می‌کشد و با کنجکاوی معصومانه بدن او را بررسی می‌کند، انگار می‌خواهد هدف آن را بفهمد. به طور غریزی، لب‌هایش را باز می‌کند و او را در دهان می‌گیرد، زبانش را روی او می‌لغزاند و با حرکات آهسته و کنجکاوانه او را تحریک می‌کند. برانگیختگی شدید او گویی نمادی از قدرتش است، و واکنش پری ترکیبی از شگفتی، تحسین و شهوت است.

او ادامه می‌دهد، سرش را به طور ریتمیک حرکت می‌دهد، سپس روی او بالا می‌رود و به آرامی خود را روی او پایین می‌آورد. وقتی او را در دهانهٔ بدنش احساس می‌کند، روی او می‌لغزد، چشمانش را می‌بندد و کاملاً روی احساسات ناآشنا تمرکز می‌کند. غرق در لذتی که هرگز تجربه نکرده، شروع به حرکت با حرارت بیشتر می‌کند، او را عمیق‌تر می‌پذیرد و بدنش با شدت فزاینده‌ای واکنش نشان می‌دهد.

او نفس‌گیر است-کامل و دست‌نخورده، انگار طبیعت خود او را تراشیده باشد. مرد نمی‌تواند از تحسین فرم بی‌نقص بدن او دست بکشد: انحنای باسن، پاهای بلند، سینه‌های سفت. تقریباً فکر می‌کند که مرده و در بهشت بیدار شده است. پری زیبا و برهنه اکنون سریع‌تر روی او حرکت می‌کند، او را در آغوش می‌گیرد، سینه‌هایش را به دهان او فشار می‌دهد و حرکت خود را ادامه می‌دهد، کاملاً در لحظه غرق شده است.

Skip Ad in 5
دیدار با یک پری زیبا و باکره در جزیره‌ای متروکه

باکره‌گی‌ام را از دست دادم

دو هفته بعد به استودیو برگشتم. مسیر با اتوبوس این بار طولانی‌تر به نظر می‌رسید. دلم از عصبی بودن و هیجان به هم می‌ریخت. همان زن با رژلب قرمز به استقبالم آمد. لبخند زد و گفت او را پیدا کرده‌اند. مردی که می‌خواستم. قدبلند، قوی، هیکل خوب. او اینجا است تا باکره‌گی‌ام را بگیرد. روی مبل مخملی نشستم. دستانم می‌لرزید. نمی‌توانستم منتظر بمانم. قلبم آنقدر سریع می‌زد که در گلویم حسش می‌کردم. داخل آمد. طاس بود، چشمانی گرم و لبخندی نرم داشت. اول با هم صحبت کردیم. صدایش عمیق و آرام‌بخش بود. بعد خم شد و مرا بوسید. لب‌هایش نرم و گرم بود. بدنم سوزن سوزن شد. او لباس‌هایم را به آرامی درآورد. پولیورش و جینم را از تنم جدا کرد. دستانش روی پوستم کشیده شد. گردنم، سینه‌هایم و دوباره لب‌هایم را بوسید. سرم گیج می‌رفت و به سختی نفس می‌کشیدم. دستم را گرفت و روی کیرش گذاشت. نفس‌م بند آمد. بزرگ بود، بزرگ‌تر از آنچه تصور می‌کردم. آن را لمس کردم و انگشتانم را دورش حلقه زدم. نوازشش کردم. گرم و سفت بود. با یک بوسه کوچک آن را بوسیدم و بعد در دهانم گرفتم. اولین بارم بود اما نهایت تلاشم را کردم. لب‌ها و زبانم را حرکت دادم. ناله کرد و گفت خیلی حس خوبی است. سرخ شدم. مغرور اما عصبی بودم.




Lost my cherry

او مرا خواباند و با انگشتانش به آرامی معاینه‌ام کرد. گفت که آنجاست و پرده بکارتم را حس می‌کند. بعد مرا نزدیک کشید و از پشت در آغوشم گرفت. حس کردم به من فشار آورد و بعد داخل کرد. ناگهانی و تیز بود. جا خوردم اما بعد از آن آرام حرکت کرد. دیگر باکره نبودم. بررسی کردیم و واقعاً از بین رفته بود. بعد دوباره حرکت کرد و عمیق‌تر رفت. از رویش بالا رفتم و سوارش شدم. هر حرکت را حس می‌کردم. بعد به پشت خوابیده و پاهایم را باز کرده بودم. او روی من بود و واردم می‌کرد. دوباره مثل آتش‌بازی سریع اوج می‌گرفت. با هم به اوج لذت رسیدیم و می‌لرزیدیم و نفس‌نفس می‌زدیم. بعد از اینکه نفسم جا آمد، گفتم چقدر خوب بود و لبخند زدم. به جز آن لحظه اول که درد داشت و خیلی ناگهانی بود. پیشانی‌ام را بوسید. احساس گرما و امنیت کردم.

Skip Ad in 5
باکره‌گی‌ام را از دست دادم